گفتوگو با دکتر فاطمه گلفشان متخصص اعصاب و روان، بیمارستان امام حسن مجتبی (ع) داراب
از دلشورههای روزمره تا زنگ خطر اختلال اضطرابی

استرس واکنشی طبیعی به فشارها و چالشهای زندگی است که میتواند هوشیاری و آمادگی ما را برای مواجهه با موقعیتهای دشوار افزایش دهد. برای مثال، نگرانی پیش از امتحان، مصاحبه شغلی یا پذیرفتن مسئولیتی مهم، میتواند انگیزه فرد را برای تلاش بیشتر و عملکرد بهتر افزایش دهد. بنابراین، استرس در حد طبیعی نهتنها نشانه بیماری نیست، بلکه میتواند به سازگاری بهتر با شرایط و مواجهه مؤثرتر با چالشهای زندگی کمک کند.
آنچه اهمیت دارد، تفاوت میان اضطراب متناسب با شرایط و اضطرابی است که از نظر شدت، تداوم یا میزان کنترلپذیری از حد طبیعی فراتر میرود. در اضطراب طبیعی، نگرانی معمولاً با شرایط موجود تناسب دارد و با برطرف شدن موقعیت نگرانکننده کاهش مییابد؛ اما در اضطراب بیمارگونه، نگرانی ممکن است بیش از حد، طولانیمدت یا دشوار برای کنترل باشد و حتی در نبود یک عامل استرسزای مشخص نیز ادامه پیدا کند؛ بهگونهای که آرامش و عملکرد روزمره فرد را مختل سازد.
مرز میان استرس طبیعی و اختلال اضطرابی کجاست؟
برای ارزیابی احتمال وجود اختلال اضطرابی، توجه به چند شاخص مهم است:
۱. شدت و تداوم نگرانی: نگرانی نامتناسب با شرایط که برای مدت طولانی ادامه مییابد.
۲. اختلال در عملکرد روزمره: تأثیر اضطراب بر کار، تحصیل، تمرکز، روابط اجتماعی و انجام مسئولیتهای روزانه.
۳. دشواری در کنترل نگرانی: ناتوانی در مدیریت افکار نگرانکننده، حتی با وجود تلاش برای آرام شدن.
۴. علائم جسمانی و اختلال خواب: نشانههایی مانند بیخوابی مکرر، تنش عضلانی، بیدار شدن با دلهره یا تغییرات محسوس اشتها.
در صورت تداوم این نشانهها و ایجاد رنج روانی قابلتوجه یا اختلال در زندگی روزمره، بررسی احتمال وجود اختلال اضطرابی ضروری است.
نقابهای جسمانی اضطراب
اضطراب همیشه با نگرانی و آشفتگی ذهنی بروز نمیکند؛ گاهی خود را در قالب علائم جسمانی نشان میدهد. تپش قلب، احساس تنگی نفس، سردرد، گرفتگی عضلات گردن و شانه، مشکلات گوارشی، لرزش و تعریق بیش از حد، از جمله نشانههایی هستند که ممکن است با اضطراب همراه باشند.
گاهی افراد ماهها درگیر آزمایشها و بررسیهای پزشکی میشوند، بیآنکه علت روشنی برای علائمشان پیدا شود. در چنین شرایطی، اضطرابِ تشخیصدادهنشده ممکن است یکی از عوامل پنهان این نشانهها باشد و درمان مناسب را به تأخیر بیندازد.
البته، نباید هر علامت جسمانی را به اضطراب نسبت داد؛ بررسی علل جسمانی و ارزیابی سلامت روان، هر دو در تشخیص صحیح اهمیت دارند.
آیا اختلالات اضطرابی درمانپذیرند؟
خوشبختانه، بله. امروزه روشهای مؤثری مانند رواندرمانی، بهویژه درمان شناختیـرفتاری، و در صورت نیاز دارودرمانی برای درمان اختلالات اضطرابی وجود دارد. این روشها به فرد کمک میکنند افکار نگرانکننده خود را بشناسد، واقعبینانهتر با آنها برخورد کند و بهتدریج از چرخه اضطراب خارج شود. تشخیص و درمان بهموقع میتواند به بهبود علائم و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند.
بااینحال، ترس از قضاوت دیگران و نگرانی درباره اعتیادآور بودن داروها، گاهی افراد را از دریافت کمک تخصصی بازمیدارد. همانطور که فرد مبتلا به دیابت یا فشارخون برای درمان بیماری خود اقدام میکند، مشکلات سلامت روان نیز شایسته تشخیص و درمان تخصصی هستند. عوامل ژنتیکی، زیستی و فشارهای مزمن زندگی میتوانند در بروز اختلالات اضطرابی نقش داشته باشند. مراجعه به روانپزشک نشانه ضعف نیست، بلکه گامی آگاهانه برای مراقبت از سلامت خود است.
همه داروهای روانپزشکی اعتیادآور نیستند. بسیاری از داروهای ضدافسردگی که برای درمان اضطراب نیز استفاده میشوند، وابستگی اعتیادی ایجاد نمیکنند؛ هرچند قطع ناگهانی آنها ممکن است علائم ناخوشایندی به همراه داشته باشد. انتخاب دارو، مدت مصرف و نحوه قطع آن باید متناسب با شرایط فرد و با نظر پزشک انجام شود.
پیام پایانی
به مناسبت هفته سلامت روان، به یاد داشته باشیم که سلامت روان یک امتیاز لوکس نیست، بلکه ضرورتی اساسی برای داشتن زندگی سالم و باکیفیت است. خواب کافی، ارتباطات صمیمانه، بیان احساسات بهجای سرکوب آنها و مهربانی با خود، از پایههای مهم سلامت روان هستند.
اگر نگرانیها بیش از توانتان سنگینی میکنند و ذهنتان فرصتی برای آرام گرفتن ندارد، لازم نیست رنج خود را در سکوت و تنهایی تحمل کنید. اضطراب سرنوشتی تغییرناپذیر نیست؛ با شناخت درست، حمایت و درمان بهموقع میتوان از چرخه نگرانی فاصله گرفت و دوباره طعم آرامش را چشید.
بیایید با خودمان مهربانتر باشیم، رنج دیگران را جدی بگیریم و به یاد داشته باشیم که مراقبت از سلامت روان، نخستین قدم برای بهتر زندگی کردن است.
نظر دهید